رفتن به محتوای اصلی
نوشته‌ها

رقص

رقصنده یا دلقک

رقصنده یا دلقک؟

دقیقن لحظه‌ای که می‌اندیشیدم آیا امروزه هم این رقص‌های خلسه‌آمیز وجود دارند یا نه؟، سرفصل بعدی با عنوان «رقص خلسه‌آمیز در دوران معاصر» جلویم سبز شد. و به مطالعه ادامه دادم.

این نوع رقص‌ها را امروزه در کلاب‌ها و مهمانی‌هایی می‌بینیم که با موسیقی الکترونیک بسیار بلند و یکنواخت همراه هستند. احتمالن منظور همان آهنگ‌های تکنو است. یا طبق مقاله، «موسیقی خلسه». اما به نظر می‌رسد تنها با گوش دادن به این آهنگ‌ها نمی‌توانند به خلسه برسند. بنابراین از مواد مخدر و انواع ماشروم‌ها، یا نوشیدنی‌های الکلی استفاده می‌شود.

سپس به بخش چهارم، یعنی «رقص و آیین‌های تقویمی» می‌رسیم.

این نوع رقص به دوران نوسنگی (آغاز کشاورزی و یکجانشینی) برمی‌گردد. دورانی که مردم به سبب‌های گوناگونی مثل افزایش جمعیت و درنتیحه افزایش آیین‌های گذار، دیگر نتوانستند در همه‌ی این مراسم‌ها شرکت کنند. فقط به یک مراسم مهم که با فاصله (هماهنگ با چرخه‌ی چهارفصله) انجام می‌شد، شرکت می‌کردند. یعنی مراسم آیین‌های تقویمی.

آیین‌های تقویمی بر اساس تقویم کشاورزی‌شان برگزار می‌شد. چرا مهم بود؟ چون به گفته‌ی نویسنده، این‌ها ابزارهای اصلی برای هماهنگ کردن فعالیت‌های کشت زمین و درنتیجه تضمین بقای جوامع کشاورز اولیه بودند.

به آخرین بخش، یعنی مدل پنجم، می‌رسیم. «رقص حرفه‌ای» که امروزه دیده می‌شود.

اما چه شده که از آن رقص‌های ساده‌ی گروهی و آیینی به رقص‌های پیچیده‌ی امروزی رسیدیم؟ رقص‌هایی که خودشان را از رقص‌های معمول جدا کردند و «رقصنده‌ها» را به میان آوردند.

این اتفاق با ظهور شهرها و پادشاهی‌ها به وقوع می‌پیوندد. طبقات اجتماعی به وجود می‌آید. یعنی از سویی پادشاهان و اشراف‌زادگان و از سویی دیگر کشاورزان و بردگان. اقتصاد پیچیده‌تر می‌‌شود. تخصص‌گرایی و نیروی کار ماهر به عرصه می‌آید.

سپس در این میان نیروهایی شکل می‌گیرد تا نیاز‌های طبقه‌های اشرافی را تامیین کند. مثل آشپزان، کاتبان، مجسمه‌سازان و البته رقصندگان.

حالا رقصندگان فرصت زیادی می‌یابند تا با تمرین‌ و خلق حرکات جدید (شامل حرکات پیچیده‌ی ورزشی و آکروباتیک)، پادشاهان و اشرافزادگان را سرگرم کنند و از این طریق درآمد داشته باشند.

به این ترتیب این رقص‌ها از رقص مردم عادی فاصله می‌گیرد و «رقص فولکور» را شکل می‌دهد.

دیگر مفهوم و هدف رقص کاملن تغییر پیدا می‌کند. رقصندگان دیگر برای نیازهای شخصی مثل خاستگاری (مدل اول تاریخی) یا اهداف آیینی نمی‌رقصند. بلکه برای لذت دیگران این کار را می‌کنند.

پس اینطوری می‌شود که رقصندگان چهره‌ی اجتماعی بدی می‌گیرند. و رقص امری غیراخلاقی تلقی می‌شود.

در ادامه، رقص‌هایی که روی جنبه‌ی اروتیکشان تاکیید می‌شود، در کلوب‌های شبانه و فاحشه‌‌خانه‌ها رواج پیدا می‌کند.

رقص جنبه‌ای تجاری به خود می‌گیرد و همین باعث می‌شود محل برگزاری رقص‌ها نیز تغییر کند. از دور آتش‌ و میان طبیعت، به کلوب‌های شبانه‌ای با نورپردازی‌ و موسیقی‌های پیشرفته برسد که معمولن وروردی دریافت می‌کنند.

بله و این‌گونه با اشاره به نکات اصلی، این مقاله را باهم به پایان می‌رسانیم.

همانطور که دیدیم «رقص» هم همراه با ما در طول زمان چه از نظر شکل و چه از نظر مفهومی تغییر کرده است.

حالا شاید بهتر متوجه شویم که چرا «رقص» در نظر عمومی (مخصوصن در فرهنگ ما ایرانیان) و آثار شاعران قرن‌های گذشته وجهه‌ی نازلی دارد.

یا چرا سماع را «رقص» نمی‌خاندند. چون آن را در راستای هدفی برای سرگرمی و لذت دیگران می‌دیدند. درحالی که سماع برای جلب توحه و نمایش نبود و جنبه‌ی مذهبی و عبادتی داشت. غافل از اینکه هزاران سال پیش بسیاری از آیین‌های دینی توام با رقص بوده. شکل زیبایی از عبادت.

در ادامه به مقاله‌ی جدیدی درباره‌ی تاثیر رقص روی سلامتی خاهیم پرداخت. و همچنان جستجو در بین آثار ادبی گذشته نیز پابرجاست.

ساحل خسروی

کانال تلگرام

دیدگاه‌ها

۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است؛ نخستین نفر باشید.

دیدگاه شما پس از تایید ساحل خسروی منتشر می‌شود.