رفتن به محتوای اصلی
نوشته‌ها

رقص

رقص از کجا آمده؟

رقص از کجا آمده؟

امروز طی نوشتن صفحات صبحگاهی تصمیم گرفتم پروژه‌ی نویی بیاغازم. پروژه‌ای که ایده‌ی ابتدایی‌اش در دوره‌ی کتابنقد شکل گرفت.

در این دوره، تمرین‌مان بررسی پیشینه‌ی واژه‌ای از سایت گنجور بود. من هم واژه‌ی «رقص» را انتخاب کرده بودم. اما نتوانستم تمرینم را کامل کنم و آن را به بعد موکول کردم.

چند هفته‌ی پیش هم دنبال کتابی درباره‌ی رقص می‌گشتم. اما هرچه جستجو کردم، منبع فارسی قابل توجهی را نیافتم. پس امروز تصمیم گرفتم خودم به سراغش بروم. مقاله‌هایی که قبلن درباره‌ی رقص یافته بودم اما حوصله‌ی خاندنشان را نداشتم، باز کنم و بیاغازم.

قرار گذاشتم این پروژه را طبق عادت‌های انعطاف‌پذیر پیش ببرم و هر روز حداقل پنج دقیقه ادامه‌اش بدهم.

اما چه چیزی را؟ چگونه؟

دفتر خوشگلی برداشتم و ابتدایش را به تحقیق زبان‌شناختی رقص اختصاص دادم (یعنی همان تمرینی که در کتابنقد داشتیم).

انتهای آن را هم به تحقیق انسان‌شناختی‌اش گذاشتم (و شاید گسترده‌تر از انسان‌شناختی).

اول هر یک از این صفحه‌ها، پرسش‌های بزرگ و کلی‌ام را نوشتم: رقص از کجا آمده؟ اولین‌بار چه کسی یا چه کسانی رقصیده‌اند؟ برای چه؟ آیا به همین معنا و کاربردی که امروزه دارد؟ یا نه رقص مفهوم متفاوتی داشته؟

و موضوع دیگری که همیشه کنجکاوی‌ام را برمی‌انگیزد و می‌خاستم به عنوان موضوع پژوهش دانشگاهی‌ام انتخابش کنم: تاثیر رقص روی سلامت انسان چیست؟ آیا روی سیستم ایمنی بدن تاثیر دارد؟ یا می‌تواند مکانیزم و جذب داروها را در بدن تغییر دهد؟

پس برای پاسخ به این پرسش‌ها ابتدا به تحقیق زبان‌شناختی پرداختم. در سایت گنجور کلمه‌ی «رقص» را جستجو کردم. شاعرانی که از این کلمه در اشعارشان استفاده کرده بودند را به ترتیب تاریخی مرتب کردم و آثارشان را خاندم.

قدیمی‌ترین ‌آثار به قرن چهارم، اشعار ابوسعید ابولخیر برمی‌گردد. و ظاهرن واژه‌ی رقص در همین معنای امروزی به کار برده می‌شده. اما آیا جایگاه و دیدگاهی که به «رقص» وجود داشته، مانند امروزه بوده؟

در اشعار ناصرخسرو قبادیانی ردپایی از یک دیدگاه منفی به رقص دیده می‌شود و بعدتر در آثار علی هجویری (قرن پنجم)، در کتاب باب‌الرقص، به وضوح رقص عملی بیهوده و تنها اسباب سرگرمی خانده می‌شود و تاکیید می‌کند نباید با رقصی که در تصوف انجام می‌شود یکی گرفته شود. بلکه آن را نوعی عبادت می‌خاند و از معنای «رقص» جدا می‌داند.

درباره‌ی بخش انسان‌شناختی و تاریخ‌شناسی رقص هم، خاندن مقاله‌ای را شروع کردم به اسم The Evolution of Human» Dance: Courtship, Rites of Passage, Trance, Calendrical Ceremonies and the Professional Dancer» یا خلاصه‌اش تکامل رقص انسانی، از یوسف گارفینکل. که در سایتش به طور رایگان قابل دسترسی است.

نویسنده در این مقاله مدل دسته‌بندی تازه‌ای را از نظر سیر تکاملی تاریخی پیشنهاد می‌دهد. و به طور کلی تاریخ رقص را به پنج بخش تقسیم می‌کند. درباره‌ی هر یک توضیح می‌دهد و از منابع مختلف شاهد می‌آورد.

مثلن عکس‌هایی از دوران باستان را آورده که در آن زنانی را در حال رقص نشان می‌دهد. سپس اشاره می‌کند برخلاف حیوانات، رقص در میان انسان‌ها امری جمعی‌ و مشترک است. برای همین در بسیاری از پژوهش‌ها‌ی انسان‌شناختی به عنوان یک رفتار اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته.

این پنج بخش به این ترتیب هستند:

۱) جفت‌یابی، جذب جنسی (courtship)

۲) آیین‌گذاری‌ها و مراسم تدفین

۳) پیکره‌های انسان_حیوان، جادو، شمنیسم و رقص‌های خلسه (trance dance)

۴) کشاورزی و مراسم تقویمی

۵) شکل‌گیری جوامع شهری و تخصص‌گرایی، طراحی حرکات پیچیده (choreography)

در ادامه درباره‌ی هر یک توضیحات جالب و تامل‌برانگیزی داده شده که در نوشته‌های بعدی درباره‌‌شان خاهم گفت. مثلن بحثی که راجب ارتباط رابطه‌ی جنسی و رقص است. رقص و رابطه‌ی جنسی دو امر جدایی‌ناپذیرند؟

ساحل خسروی

کانال تلگرام

دیدگاه‌ها

۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است؛ نخستین نفر باشید.

دیدگاه شما پس از تایید ساحل خسروی منتشر می‌شود.