استاد خوشگلگرا
از امتحان این آینه نمیشود گذشت. هرچقدر هم که خودم را خوشگل کنم، باز در این آینه زشت دیده میشوم. آینهی طبقهی اول بلوک اِی. یک روز لوازم آرایشم را ریختم جلویش. کانسیلر زدم، رژ گونه، ریمل، خط چشم و خلاصه هر هنری داشتم برایش رو کردم. نچ. خوشگل نبودم. توی صورتم داد میزد: هرکاری کنی نمیتونی خوشگل بشی.
منم با حرص میخاستم فقط توی صورتش تف کنم و بروم. بروم به آینهی طبقهی دوم بلوک بی. آینهی آنجا واقعگراست. گاهی از امتحانش رد میشوم گاهی نه. بعد با یک رژ لب و فرمژه کارش راه میافتد.
اما بهترین آینه، آینهی حمام خانهمان است. لامصب حتا صبحها با همان قیافهی داغان و چشمهای پف کرده و موهای بهمریخته هم زیبا نشانم میدهد.
انگار که پشت گوشت زمزمه کند: تو همه جوره و همیشه خوشگلی.
از امتحانش راحت عبور میکنم. بدون تلاش، همان اول نمرهی بیست را کف دستم میگذارد.
یک آینهی مخصوص هم دارم که بدون اینکه امتحانم را بخاند یا تلاشهایم را ببیند همان دم مرا میاندازد. کاری میکند بمانم. گیرم میاندازد. انگار که زیر لب بگوید: میخاهم کاری کنم تا ابد این درس را ازم بگیری. تا ابد امتحانم را بیوفتی. و من هربار به تو بیست بدهم و برایت صفر رد کنم. هربار بگویم جذابی و تو هربار بپرسی جذاب یعنی چی. و تو را اسیر خودم سازم.
این یک جفت آینه است. طبقهی آخر، بلوک ایی. یک جفت آینهی سیاه. آینهای که تنها، وقت دیدن من برق میزند.
آینهی بدجنسِ خوشگلگرایم.
✍ساحل خسروی
ساحل خسروی
دیدگاهها
۰ دیدگاههنوز دیدگاهی منتشر نشده است؛ نخستین نفر باشید.