پیوند رقص و موسیقی
استاد رقصمان ازمان پرسید: وقتی آهنگ رو عوض میکنم چی عوض میشه؟
خاستم بگویم ریتم و سرعت، که کسی از پشت سرم گفت: احساس.
استاد گفت: کی گفت احساس؟
منم با حالت مسخره تکرار کردم: احساس؟
بعد گفت: آفرین! احساس عوض میشه. و وقتی احساس آهنگ عوض میشه، احساس شما هم باید عوض بشه. حالت صورتتون، نوع و نیروی حرکاتتون. پس باید به احساس آهنگ توجه کنیم.
تا به حال از هیچ استاد رقصی این نکته را نشنیده بودم. شاید در نگاه اول بدیهی به نظر برسد اما همین نکتهی بارز و مهم در اغلب اوقات رعایت نمیشود. استادها هنرجو را حرکتمحور بار میآورند. و در آخر مینالند که چرا با ریتم آهنگ هماهنگ نیستید؟ چرا رباتی میرقصید و حرکاتتان جاری نیست؟
خب چون ما در مرحلهی اول تنها روی حرکتها متمرکز هستیم و پیوندی با آهنگ برقرار نمیکنیم. در حقیقت احساسش را نمیشنویم.
اما در کلاس امشبمان فقط روی همین موضوع کار کردیم. و تنها یک حرکت جدید یاد گرفتیم. بقیهاش، تکرار هرچه تا الان میدانستیم بود که روی آهنگهای مختلف انجام میدادیم.
با هر آهنگی همان حرکتهای تکراری، متفاوت جلوه میکردند. چون تلاش بر هماهنگی با احساس هر آهنگ بود.
حالا شاید بپرسید احساس آهنگ چیست؟ و چطور میشود احساس آهنگی را فهمید مخصوصن وقتی زبانش را متوجه نمیشوی؟ (آهنگهای سالسا اغلب به زبان اسپانیایی هستند)
درست است. فهمیدن معنای ترانه به درک احساس آهنگ کمک میکند. ولی تنها عاملش نیست. مثل وقتی که موسیقیهای بیکلام گوش میدهیم یا شعری مبهم میخانیم که مستقیمن چیزی نمیگوید اما احساساتمان را برمیانگیزد و به نوعی تاثیر میگذارد.
در آخر برای یاد دادن آن حرکت جدید، اول آهنگی گذاشت و معنای ترانهاش را برایمان گفت. و حرکت جدید را بر مبنای معنای ترانه طراحی کرد.
میگفت: توی این آهنگ داره به معشوقش میگه تو زن زندگی منی، همه چیزمی. خب اینجا به نظرتون ما باید چه جوری برقصیم؟
باید خودمون رو ناز کنیم. پس اینجا این حرکت رو با ناز انجام میدیم.
و اینطوری شد که ما امشب فقط نرقصیدیم. سعی کردیم مثل یک شاعر، مثل یک خاننده، احساس کنیم. سعی کردیم رقصمان چهرهی ترانه شود. پس هم لبخند زدیم، هم جدی شدیم، هم ناز کردیم و هم دوست داشته شدیم.
به گمانم اینبار توانستیم روی موجها جاری شویم.
✍ساحل خسروی
ساحل خسروی
دیدگاهها
۰ دیدگاههنوز دیدگاهی منتشر نشده است؛ نخستین نفر باشید.