مصنوعی
از پشت عینک من همه چیز مصنوعیست. درخت میبینم، مصنوعیست. آسمان آبی میبینم، مصنوعیست. ماه میبینم مصنوعیست. پرنده میبینم، مصنوعیست. مهربانی میبینم، مصنوعیست. باید عینکم را دربیاورم. در که میآورم، باز مینگرم. اگر آنجا نباشد، مصنوعیست. تنها چشم من، نیست مصنوعی. تنها تعیینگر واقعی و مصنوعیست.
عینک به چشم میزنم. جنگ، مصنوعیست. اما میترسم دیگر درش بیاورم.
✍ساحل خسروی
ساحل خسروی
دیدگاهها
۰ دیدگاههنوز دیدگاهی منتشر نشده است؛ نخستین نفر باشید.