غریق قهر
دلم میخاد با همه قهر کنم. بعدشم چون با همه قهر کردم و تنها شدم، از دست خودم عصبانی بشم و با خودمم قهر کنم. بعد اونوقت هیشکیِ هیشکی هم نیاد ناز منو بکشه و بعد اونوقت گریه کنم. خیلی گریه کنم. بعدم که قشنگ یه اقیانوس گریه کردم، برم خودمو توش غرق کنم. برم تو اعماقش خودمو قایم کنم. تو دل مرجانا. پشت جلبکا. استتار کنم. بعدم با ماهیها هم قهر کنم و جاشونو به کوسهها لو بدم. بعدم براشون زبوندرازی کنم. بعدم با کوسهها هم همینجوری بیدلیل قهر کنم و جاشون رو به نهنگها لو بدم. بعدم با نهنگها قهر کنم. نه. نهنگها رو دوست دارم. با اونا قهر نمیکنم. تازه اگه قهر کنم بعدش نمیدونم جاشون رو به کی لو بدم که بیاد اونا رو بخوره. آدما؟ آره باز برمیگردیم به این آدما. نه من با اونا قهرم جای نهنگها رو بهشون لو نمیدم. اصلن نهنگا رو قایم میکنم از دستشون. باز انقدر گریه میکنم که توی اعماق اقیانوسم بشه براشون یه مخفیگاه درست کنم. اونوقت خودمم میرم با اونا. تو دلشون قایم میشم. بعدم میشینم اونجا غصه میخورم که حتا یه پسربچهی چوبی هم ندارم که بیاد منو از اینجا نجات بده. در حد پدر ژپتو هم نیستم. و بعد با همهی پسربچههای چوبی و واقعی و پدراشون قهر میکنم.
بعدم... بعدم اصلن از قهر کردن خسته میشم و با قهر کردنم، قهر میکنم.
✍ساحل خسروی
ساحل خسروی
دیدگاهها
۰ دیدگاههنوز دیدگاهی منتشر نشده است؛ نخستین نفر باشید.